سديد الدين محمد عوفى
346
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
چون در خواب اين بشارت بشنيدم دل بر صبر نهادم و اضطراب بگذاشتم پس روز ديگر تعبير آن ظاهر شد و از آن بليت خلاص يافتم . « 1 » [ محبوس ناشكر كه هرروز به رنجى تازه مبتلا مىشد تا به عاقبت دل به صبر نهاد و از حبس خلاص يافت ] حكايت ( 5 ) آوردهاند كه وقتى يكى « 2 » را به تهمتى حبس « 3 » كردند ، دوستى به نزديك او رفت به زندان و او را بديد در اضطراب هرچه تمام « 4 » تر . آن دوست او « 5 » را گفت كه اى برادر ؛ صبر كن كه صبر مفتاح رستگارى « 6 » است « 7 » و مصباح شب تاريك « 9 » سوگوارى « 8 » ، قلق و اضطراب و ضجرت و التهاب بگذار « 10 » و زبان به بيان شكايت مگشاى « 11 » و حق تعالى را شكر گوى تا « 12 » به بلايى « 13 » عظيمتر « 14 » مبتلا نشوى « 15 » . آن محبوس بيچاره گفت ، من جنايتى ندارم و بىگناه « 16 » مرا محبوس كردهاند بر من شكر چه واجب ، و كدام رنج باشد ازين قوىتر ، و بر چه صبر كنم و بر كدام نعمت شكر گزارم « 17 » ! پس آن دوست او مىگويد كه چون من « 18 » بازگشتم روز ديگر شنيدم كه آن بيچاره را « 19 » در زندان چاه كردند « 20 » . به سر چاه رفتم و همان نصيحت آغاز كردم و مكرر گردانيدم « 21 » و او بر سر همان ضجرت « 22 » بود و من انديشه به حال او گذاشته « 23 » بودم ، تا روز ديگر به سر آن چاه رفتم و او را ديدم كه زبان به شكر آفريدگار
--> ( 1 ) نسخه بنياد به كلى فاقد اين حكايت است ( 2 ) مپ 2 : شخصى ، مج + بىگناه ( 3 ) مج : محبوس ( 4 ) مج : عظيم ( 5 ) متن - او ( 6 ) مپ 2 : رستگاران ( 7 ) مج - است ( 8 ) مج - تاريك ( 9 ) متن و مپ 2 - سوگوارى ، مج + است ( 10 ) متن : بگذاشت ( 11 ) مپ 2 : به ثنا و شكر بگشاى ( 12 ) مج : كه ( 13 ) مپ 2 و مج + ازين ( 14 ) مپ 2 : سختتر ( 15 ) مج : نشده ( 16 ) مج : بىگناهى ( 17 ) مپ 2 و : گويم ( 18 ) مج - كه چون من ( 19 ) متن - را ( 20 ) مپ 2 + پس من ، مج + باز ( 21 ) مپ 2 : و بگفتم ، مج : همان نصيحت را مكرر گردانيدم ( 22 ) مپ 2 + و اضطراب ( 23 ) مج : گماشته